تحقيقات نشان داده اند كه مواجهه با انواع استرس هاي فيزيكي-محيطي در دوران جنيني، پاسخ هاي رفتاري موجودات زنده به محرك هاي مختلف محيط زندگي را تحت تاثير قرار مي دهند. به علاوه نقش هورمون هاي جنسي به عنوان عوامل موثر در اين گونه رفتارها تا حدي به اثبات رسيده است. حس درد هم يكي از رفتارهايي است كه شدت احساس آن در اثر اعمال استرس مي تواند دستخوش تغيير گردد. در اين مطالعه استرس متناوب دوره اي يك ساعته سر و صدا با شدت 90-120 دسي بل و فركانس پايين از نوع White noise در هنگام استراحت شبانه به موش هاي باردار نژاد NMRI با محدوده وزني 250-200 گرم اعمال شد. در دوره هاي زماني 3-2 دقيقه اي شدت و فركانس صدا در محدوده حداقل و حداكثر تغيير داده مي شد. به منظور اندازه گيري آستانه درد، مقدار 50 ميكروليتر فرمالين 2.5 درصد به صورت زير جلدي در كف پنجه راست فرزندان بالغ موش هاي گروه شاهد و استرس ديده نر و ماده تزريق گرديد. كل زمان آزمايش شامل دو مرحله درد حاد (دقايق 15-0) و درد مزمن (دقايق 50-20) بود. هر 15 ثانيه يك بار براساس وضعيت رفتاري امتياز مناسب براي احساس شدت درد حيوانات منظور گرديد. نتايج نشان داد كه استرس سر و صدا در دوران جنيني عمدتا آستانه درد مزمن (تونيك) را تحت تاثير قرار داده و كمتر روي آستانه درد فاز يك موثر مي باشد. همچنين مقايسه آستانه درد در فرزندان نر و ماده بالغ شده نشان داد كه آستانه درد تونيك موش هاي ماده استرس ديده نسبت به موش هاي نر استرس ديده و نيز نسبت به موش هاي نر و ماده شاهد به طور معني داري بالا رفته است. با توجه به يافته هاي اين تحقيق مي توان اظهار نظر كرد كه استرس سر و صدا در دوران جنيني مي تواند آستانه درد تونيك را بالا ببرد كه احتمالا از طريق افزايش آزاد سازي مواد مخدر درون زا يا فعال تر كردن سيستم عصبي كنترل كننده درد موجب كم دردي (هيپوآلژزي) مي گردد.